my english veb

داستان کوتاه طنز انگلیسی با ترجمه ي فارسي(36)

مادر و دختر

One summer day, when tourists were lining up to enter a stately house, an old gentleman whispered to the person behind him, “Take a look at the little fellow in front of me with the poodle cut and the blue jeans. Is it a boy or a girl!?” “It’s a girl,” came the angry answer. “I ought to know. She’s my daughter.” “Forgive me, sir!” apologized the old fellow. “I never dreamed you were her father.” “I’m not,” said the parent with blue jeans. “I’m her mother!”

 


یک روز تابستانی، وقتی جهانگردان برای وارد شدن به یک خانه با شکوه صف کشیده بودند، یک آقای مسن به آرامی به نفر پشت سر خود گفت: «یک نگاه به کودکی که جلوی من ایستاده و موهایش را مثل سگ های پشمالو آرایش کرده و شلوار جین آبی پوشیده بینداز. معلوم نیست که دختر است یا پسر؟!» شخص مقابل خشمگینانه جواب داد: «آن بچه دختر است. معلوم است که من باید این را بدانم که او دختر است! چون او دختر خود من است.» شخص مسن برای معذرت خواهی گفت: «لطفا مرا ببخشید آقای محترم! من حتی تصورش را هم نمی کردم که شما پدر آن بچه باشید.» شخص عصبانی که شلوار جین آبی هم پوشیده بود گفت: «نه نیستم! من مادر او هستم!» 

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 117
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند 1390ساعت 15:10  توسط fatemeh 

شعر زیبای سعدی با ترجمه انگلیسی

The children of humanity are each others limbs

That shares an origin in their creator

When one limb passes its days in pain

The other limbs can not remain easy

You who feel no pain at the suffering of others

It is not fitting you be called human

 

بنی آدم اعضای پیکرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 184
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند 1390ساعت 15:00  توسط fatemeh 

شعري زيبا از سهراب سپهري با ترجمه انگليسي

صدا کن مرا
صداي تو خوب است.
صداي تو سبزينه آن گياه عجيبي است
كه در انتهاي صميميت حزن مي‌رويد.

در ابعاد اين عصر خاموش
من از طعم تصنيف در متن ادراك يك كوچه تنهاترم.
بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است.
و تنهايي من شبيخون حجم تو را پيش‌بيني نمي‌كرد.
و خاصيت عشق اين است.

كسي نيست،
بيا زندگي را بدزديم، آن وقت
ميان دو ديدار قسمت كنيم.
بيا با هم از حالت سنگ چيزي بفهميم.
بيا زودتر چيزها را ببينيم.
ببين، عقربك‌هاي فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردي بدل مي‌كنند.
بيا آب شو مثل يك واژه در سطر خاموشي‌ام.
بيا ذوب كن در كف دست من جرم نوراني عشق را.

مرا گرم كن
(و يك‌بار هم در بيابان كاشان هوا ابر شد
و باران تندي گرفت
و سردم شد، آن وقت در پشت يك سنگ،
اجاق شقايق مرا گرم كرد.)


 
Call me
Sweet is your voice
Sweet is the foliage of the strange plant
Grown in the farthest edge of sorrow

Within the space of this silent age
Lonelier am I than the test of a song
Within the scope of the alley’s conception
Come, let me tell you how vast is my loneliness?
My loneliness didn’t predict this ambush of your stature
And this is the characteristic of love

Nobody is here
Come, let us steal life and then
Divide it between two meetings
Together let us pore
The morning of the state of a pebble
Quick, let us see things
The dials of a the fountain clock turns time into dust
Come, melt lake a word in a line of my silence
Come, melt the bright weight of love in my palms

Make me warm
(And once upon Kashan’s plain the sky grow clouded
And a shower fell
And chilled men, then behind a rock
The hearth of anemone warmed me)

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 105
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند 1390ساعت 14:58  توسط fatemeh 

آموزش زبان انگليسي فعل هاي دو كلمه اي به همراه جمله براي اموزش زبان انگليسي

1- Fight off                   دور کردن ، دفع کردن

The old lady tried to fight off the wolf with a stick.

2- Flake off               ورقه ورقه شدن ، پوسته پوسته شدن ، ور آمدن

The paints began to flake off in the sunshine.

3- Get off                   پیاده شدن از

Get off at the stop after a town hall.

4- Get off                تبرئه کردن ، از مجازات رهانیدن

Morris might get off if the judge believe his story.

5- Get off                  به خواب رفتن

It took me ages to get off to sleep last night.

6- Give off            بو بیرون دادن ، متصاعد کردن

The mixture was giving off a strange smell.

7- Go off                   فاسد شدن، خراب شدن

Smell this cheese . I think it’s gone off.

8- Go off                     به صدا در آمدن ، زنگ زدن

The fire alarm went off and we all rushed out.

9- Go off          (نسبت به کسی یا چیزی) علاقه را از دست دادن

She went off him when he started smoking.

10- Go off              خاموش شدن ، از کار افتادن

The heating goes off automatically at midnight

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 87
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند 1390ساعت 14:57  توسط fatemeh 

دانلود و متن آهنگ های خارجی متن و دانلود صوتی و تصویری آهنگ الکساندر ریباک - به نام "Fairy Tale

Years ago, when I was younger

I kinda liked a girl I knew.
She was mine, and we were sweethearts
That was then, but then it’s true

I’m in love with a fairytale,
even though it hurts
‘Cause I don’t care if I lose my mind
I’m already cursed.

Every day we started fighting,
every night we fell in love
No one else could make me sadder,
but no one else could lift me high above

I don’t know what I was doing,
when suddenly, we fell apart
Nowadays, I cannot find her
But when I do, we’ll get a brand new start

I’m in love with a fairytale,
even though it hurts
‘Cause I don’t care if I lose my mind
I’m already cursed

She’s a fairytale
Yeah…
Even though it hurts
‘Cause I don’t care if I lose my mind
I’m already cursed


"پري"

سالها پيش وقتي که جوون تر بودم
عاشق کسي بودم که خوب ميشناختمش
اون مال من بود و ما معشوقه هاي همديگه بوديم
اين مال اون موقعهاست , اما حقيقت داره !

من عاشق يه پري هستم !
حتي اگه اين اثر بدي روم بذاره
چون  اگه ديوونه هم بشم برام مهم نيست
من از قبل نفرين شدم . . .

هروز دعوا ميکرديم ولي هر شب عاشق هم ميشديم
هيچ کس ديگه نميتونست بيشتر از اون منو ناراحت کنه
اما هيچ کس ديگه هم مثل اون نميتونست من و تا اين اندازه به اوج ببره

من نمي دونستم دارم چيکار ميکنم تا موقعي که ناگهان ......
"از هم جدا شديم"
اين روزا نميتونم پريم رو پيدا کنم
اما اگه بتونم پيداش کنم , دوباره از نو شروع ميکنيم

من عاشق يه پري هستم !
حتي اگه اين اثر بدي روم بذاره
چون  اگه ديوونه هم بشم برام مهم نيست
من از قبل نفرين شدم . . .

دانلود آهنگ

دانلود و نمایش کلیپ تصویری

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 631
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند 1390ساعت 14:56  توسط fatemeh 

سهراب سپهري شعرهاي زيباي سهراب سپهري با ترجمه انگليسي - نوري به روي زمين فرود آمد

نوري به روی زمين فرود آمد
دو جاپا  بر شن‌هاي بيابان ديدم.
از كجا آمده بود؟
به كجا مي رفت؟
تنها دو جاپا ديده مي شد.
شايد خطايي پا به زمين نهاده بود.
ناگهان جاپاها براه افتادند.
روشني همراهشان مي‌خزيد.
جاپاها گم شدند،
خود را از روبرو تماشا كردم:
گودالي از مرگ پر شده بود.
و من در مرده خود براه افتادم.
صداي پايم را از راه دوري مي‌شنيدم،
شايد از بياباني مي‌گذشتم.
انتظاري گمشده با من بود.
ناگهان نوري در مرده‌ام فرود آمد
و من در اضطرابي زنده شدم:
دو جاپا هستي‌ام را پر كرد.
از كجا آمده بود؟
به كجا مي‌رفت؟
تنها دو جاپا ديده مي‌شد.
شايد خطايي پا به زمين نهاده بود. 

A light descended on earth,
I saw two footprints in the desert sands.
Wherefrom had it come?
And where was it going?
Only two footprints were visible,
Maybe somebody had stopped on the ground by mistake.
Suddenly the footprints started moving,
Light followed the footprints,
The footprints were lost.
I watched myself from the opposite direction:
A cavity was filled by death
And I started to move in my dead corpse,
I could hear the sound of my footsteps from distance,
Maybe I was passing a desert.
I was imbued with a lost expectation.
Suddenly a light fell on my dead body
And I resurrected with anxiety:
Two footprints filled my existence.
Wherefrom had it come?
Where was it going?
Only two footprints were visible
Maybe somebody had stopped on the ground by mistake.

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 90
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند 1390ساعت 14:55  توسط fatemeh 

شعر حافظ با ترجمه انگلیسی

الا يا ايها الساقى ادركاساً وناول‌ها كه عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشكل‌ها Ho! O Saki! Pass around and offer the bowl (of love for God) For (the burden of) love (for God) at first (on the day of covenant) appeared easy, but (now) difficulties have occurred. به بوى نافه‌اى كه‌آخر صبا زان طره بگشايد زتاب زلف مُشكين‌اش چه خون افتاد در دل‌ها By reason of the perfume (hope) of the musk-pod, that, at the end (of night), the breeze displayeth from (knotted) fore-lock, - From the twist of its musky (dark, fragrant) curl, what blood (of grief) befell the hearts (of the lovers of God)! به مى سجاده رنگين كن گرت پيرمغان گويد كه سالك بى‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها With wine, becolour the prayer-mat-if the Pir of the magians (the perfect murshid) bid thee; For of the way and usage of the stages (to God) not without knowledge is the holy traveler (the perfect murshid). مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم جرس فرياد مى‌دارد كه بربنديد محمل‌ها In the stage(this world) of (true) Beloved,- mine what ease and pleasure, when momently,The (loud) bell (of the call of death) giveth voice, saying:_ “Bind ye up the chattels of existence!” شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين هايل كجا دانند حال ما سبكباران ساحل‌ها The dark night (of the world), and the fear of the wave (of grief), and the whirlpool so fearful (the time of death) The light-burdened ones of the shore (ancestors who have passed the flood of death), _ how know they our state? همه كارم زخودكامى به بدكامى كشيد، آرى نهان كى ماند آن رازى كزآن سازند محفل‌ها By following my own fancy (in hastening to union with God), me (only) to ill fame all my work brought: Secret,_ how remaineth that great mystery (of love) whereof (great) assemblies speak? حضورى گرهمى خواهى ازو غايب مشو حافظ متى ما تلق من تهوى دع الدنيا و اهمل‌ها Hafez! If thou desire the presence (union with God Most High )_from Him be not absent: When thou visitest thy Beloved, abandon the world; and let it go.
برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 161
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند 1390ساعت 14:52  توسط fatemeh 

مطالب جذاب فارسي با ترجمه انگليسي براي آموزش زبان انگليسي

پله های سبز قلب تو در برابر دیدگانم افق سراسر نور و امید را نشانم می دهند. من تا بی نهایت این سرسبزی شادمانم. تو تا آخر این سبرسبزی پایداری. روزها کوتاه اند. زمان حد و اندازه ما نیست. شب ها بلند می شوند وقتی از هم دوریم. در بستر اندیشه ام با تو اندیشه می کنم و زمان تازه قدم بر پله های سبز قلب تو می گذارد. به زمان های کوتاه آفتابی آینده می اندیشم. و یک عالمه پله سبز می بینم. سبزِ سبز در سبزه زار با هم بودن.


The green steps of your heart in front of my eyes show me the horizon full of light and hope. I'm happy as much as this greenness. You're undying as much as this greenness. Days are short. Time is not same to us. Nights are long when we're away from each other. I think about you in my thought set and that time the time steps on the green steps of your heart. I think about the sunny short times of future. And I see a lot of green steps. Much greens in plain of being together.

برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 93
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند 1390ساعت 14:47  توسط fatemeh 

سوره حمد و توحید به ترجمه انگلیسی

سوره حمد


بسم ا... الرحمن الرحیم


In the name of God, Most Gracious , Most Merciful


الحمد لله رب العالمین


Praise be to God, Lord of the universe


الرحمن الرحیم


Most Gracious , Most Merciful


مالک یوم الدین


Master of the day of judgment


ایاک نعبد و ایاک نستعین


we worship you only , We ask you for help only


اهدنا صراط المستقیم


Guide us in the right path


صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین


The path of those whom you blessed ,not of those who have deserved wrath,nor of the strayers


 


 سوره ی توحید

 


بسم ا... الرحمن الرحیم


In the name of God, Most Gracious, Most Merciful


قل هو ا... احد


 proclaim,"He is the one and only God"


ا... الصمد


"The absolute God"


لم یلد و لم یولد


"Never did he beget,nor was begotten"


ولم یکن له کفوا احد


"None equals him"


برچسب ها : ,
موضوع : | بازدید : 139
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 اسفند 1390ساعت 14:31  توسط fatemeh 

صفحه قبل صفحه بعد